پست موقت :
شاید اگر تو نبودی این دستنوشته ها هرگز نبودند.
از سفر که برگشتم حال و هوای سفر و مقایسه ای که با زندگی جهنمی ایران دارم و داریم واقعا مرا افسرده تر کرده و همه چیز را رهاتر کرده ام.به قدری فی لتر قوی و منسجم و فراگیر است که به هیچ اپلیکشن نمیتوانم وصل شوم.
صحبت از بی معرفتی نکن....
پدر را فردا برای عمل جراحی خواهم برد
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
پدرم تاج سرم چشم به راهت بودم
همه دم عاشق لبخند نگاهت بودم
ای فلک از چه زدی آتش غم بر جگرم
کاش جای پدرم من سر راهت بودم
ای سفر کرده به معراج به یادت هستیم
ای پدر ما همگی چشم به راهت هستیم
تو سفر کردی و آسوده شدی از دوران
همه ماتم زده هر لحظه به یادت هستیم
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
پشاپیش مبارک باشد.اگرچه نمیدانم چه زمان این را خواهی دید .19 ام کادوی تولدت را هم نتوانستم تقدیم کنم ولی جز سخن وکلامی دلنشین برایت ندارمغم دنيا نخواهد يافت پايان خوشا در بر رخ شاديگشاياخوشا دلهاي خوش، جانهاي خرسند خوشا نيروي هستيزاي لبخندخوشا لبخند شاديآفرينان كه شادي رويد از لبخند اينان نميداني- دريغا- چيست شادي كه ميگويي: به گيتي نيست شادي نه شادي از هوا بارد چو باران كه جامي پر كني از جويباران نه شادي را به دكان ميفروشند كه سيل مشتري بر آن بجوشند چه خوش فرمود آن پير خردمند وزين خوشتر نباشد در جهان پند اگر خونين دلي از جور ايام « لب خندان بياور چون لب جام» به پيش اهل دل گنجيست شادي كه دستاورد بيرنجي ست شادي به آن كس ميدهد اين گنج گوهر كه پيش آرد دلي لبخندپرور به آن كس ميرسد زين گنج بسيار كه باشد شادماني را سزاوار نه از اين جفت و از آن طاق يابي كه شادي را به استحقاق يابي جهان در بر رخ انسان نبندد به روي هر كه خندان است خندد چو گل هرجا كه لبخند آفريني به هر سو رو كني لبخند بيني چه اشكت همنفس باشد، چه لبخند ز عمرت لحظه لحظه ميربايند گذشت لحظه را آسان نگيري چو پايان يافت پايان ميپذيري مشو در پيچ و تاب رنج و غم گم به هر حالت تبسم كن، تبسم هر وقت سراغم آمدی با لبخند بیا....من با لبخند حتما پذیرایت خواهم بود.فقط لبخند...پی نوشت.۱۹ ارتباط با ۱۸ سال دارد.گلم دقت کن....تمام روز های بهمن روز تولد تو بودن تا وقتی ۱۵ ام رو گفتی ....ولی یاده من برای کدام ماه بودم؟
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
C'è sempre nostalgia per te Piangerò tra le tue braccia un gioo?Non lo so Questo è l'amore che avevo per te Questo è l'amore che avevo per te A volte desidero sentire la tua voce
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
تو را پیش پایم
مرا در زیر پایت
تو را تاجی بر سرم
مرا ریسمانی بر گردن
تو را چشمه ای جوشان
مرا عطشی نا سیراب
آفرین به رویاها
که با بی همراهیت مرا با تو همراه کرد
گناهم همه این بود که ساده دلی صاحبدل بودم
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
تو چه میدانی که در این نیمه شب
در تاریکی بی انتهای شب
با چنین نجوایی ملتمسانه ای
این آخرین خواهش های قلبم
تو را می خواند...
به کدامین پاداشی مرا چنین می آزمایی؟
من همه سراسیمه در پی سایه ات
تو برای خود بران این افسار من
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی
گاهی مادرم،
گاهی معشوقم
وبیشتراز گاهی دوستم بودی
همه به کنار ....تو خواهش من از زندگی بودی.
صبر ،صبر، صبر خواهم کرد....بی پایان صبر خواهم کرد.
برچسب:
نویسنده: پویان رحمانی